bookmark

معنای كيلو

كيلو

بالكسر و ياى معروف،كولاب و تالاب،و بكسر كاف و فتح يا،همان كيل مرقوم.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1263)
sourceLink

- [بوزن زيلو] جايى باشد كه آب در آن جمع شود و آن را كول نيز خوانند - و پيشتر گذشت -. و در لسان الشعراء بجاى - لام كاف [3] - آورده و - بكسر كاف و فتح ياء - همان كيل مرقوم كه نام ميوه‌ايست جنگلى [4].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1122)
sourceLink

(اسم) كولاب. تالاب. استخر. آبگير. ¦¦خندق و مغاك. ¦¦آنجاى از كنار رودخانه كه مردمان در آنجا بدن خود را مىشويند و غسل مىكنند. ¦¦
(فرانسوی پيشوند ، اسم) پيشوندى است در زبانهاى اروپايى كه تعيين مىكند كه واحدى هزار بار تكثير شده: كيلوگرم. كيلووات. ¦¦ (اسم) كيلوگرم.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2384)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]خندق و مغاك.و تالاب و استخر.و آنجاى از كنار رودخانه كه مردمان در آنجا بدن خود را مى‌شويند و غسل مى‌كنند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2875)
sourceLink

خزينۀ آب.سوزنى گويد: بدست آورد او مالى و چون در كول مرغابى#فروشد از در طاق و درآمد از در بستان
(
فرهنگ قواس
, ص23)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.